خیلی خیلی طولانی - تاریخ: 1401/12/12 ساعت: 1:41
روزی که قرار شد آدرس اینجا رو به یاسین بدم، نشستم نوشته های خودم رو خوندم و اون هایی که درشون حرفی از احسان بود، ثبت موقت کردم و توی عنوانش اضافه کردم: برای یاسین."برای یاسین" توی زندگی من صرفا دو کلمه، رو به روی عنوان بعضی پست های وبلاگم نبود، اکت بود، یه چیز واقعی توی دلم بود؛ محدود به تلاش برای پ...
- تاریخ: 1401/12/12 ساعت: 1:41
وقتی میام تو این شهر میفهمم چه قدر دلم برات تنگ شده، چه قدر میخوام کنارم باشی، هربار از کوچه رد میشم برمیگردم اونجایی که بار آخر وایستاده بودی رو نگاه میکنم و قلبم مچاله میشه.هر لحظهای که کسی حواسش بهم نبوده بی اختیار اشک ریختم که من چهقدر دلم برات تنگه. Adblock test (Why?)